دنیای من ...این نیز بگذرد...

سرسبزی بر بام
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٢/۱۳
 

وقتی سر به هوا میشم و اتفاقی چشمم به پشت بام این آپارتمان می افته...

یعنی آخر خلاقیت و انرژی:)


 
 
اولین....
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٢/۱۳
 

اولین افطار سال 93


 
 
نمایشگاه خانه مدرن
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٢/۱۳
 

از کل نمایشگاه من عاشق اون غرفه با ظرفهای رنگی رنگی شدم

و این چراغ خوابای برج ایفل...


 
 
یادداشت 147
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱
 

امشب لیله الرغایب یا همون شب آرزو هاست.

تا حالا فکر کردین که اسلام چه دین با احساسی هست.

شب رسیدن به آرزو ها

امیدوارم امشب به بهترین آرزوهاتون برسید .من رو هم فراموش نکنید


 
 
دم نوش زعفران و گل محمدی
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

سلام.روز همگی خوش باشهلبخند


 
 
خلیج فارس یا عربی؟؟؟؟
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٢/٥
 

 

 

 

ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج فارس و درج نام خلیج عربی در نقشه ی گوگل شکایت کرده.

حالا گوگل انتخاب رو به مردم سپرده و یه رای گیری برگزار کرده.در حال حاضر نام خلیج عربی نزدیک به 73 درصد رای آورده.که علتش کم شرکت کردن مردم ایران هست.لطفا به این آدرس برید .و درقسمت سمت راست دایره ی خلیج فارس را کلیک کنید و بعد روی voteکلیک کنید.

این پست رو توی وبلاگهاتون قرار بدید.

www.persianorarabiangulf.com/index.php

 

 


 
 
جواب ابلهان...
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٢/٥
 

تا حالا کسی رو دیدید که در مورد خدا و پیامبرانش و فرشته ها جوک بگه؟؟؟عصبانی

.

.

در جواب جوکی که توی واتس آپ اومد اینو نوشتم:

قدیمها میگفتن دوست هرکسی نشانه ی شخصیت اوست.اما حالا صفحه ی فیس بوک پیامهای تلگرام ،واتس آپ،تانگو و ...نشانه ی شخصیت وجودی شماست.لبخند

صرفا جهت یادآوری گفتم که مراقب صفحه کلید گوشی هاتون باشید...چشمک

این روزها کسی با زبان گناه نمیکند.گناه را تایپ میکنند...

.

.

در جوابم نوشت :کاش اینقدر که نصیحت میکردیم خودمان عمل میکردیم(دکتری که شریعت نداشت)چشمک

.

.

حالا به جمله ی جواب ابلهان خاموشیت با تمام معنی پی بردم.


 
 
یادداشت 146
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۳
 

مادر به پسرش گفت :این بار نرو 

پسر گفت:میرم اما قول میدم زود برگردم واسه عروسیم

مادر پسرش را روانه ی جبهه کرد و قرار شد تا سه شنبه ی هفته ای که پنج شنبه مراسم عروسیش بود برگردد

.

.

.

.

سه شنبه خبر آوردن که پسر زخمی شده بیاید بیمارستان...خانواده سراسیمه به بیمارستان رفتند

پسر در اتاق عمل بود.مادرش اشک میریخت.پدرش.همسرش خواهر و برادرانش.

وسایل و لوازم عروسی آماده بود

اما داماد هنوز آماده نبود...

پنج شنبه پسر لباس سفید پوشید و غسال حمام دامادیش داد.عروس لباس سفید پوشید و شیون میکرد

مادر صورتش را خراشید

عروس داماد را بغل کرد

پدر داماد را در خانه ابدی جای داد.

 

پ.ن:قصه نبود.واقعی بود  داماد داییم بود

مادربزرگ یک ماهه و نیمه سکته کرده و نمیتونه غذا بخوره اگه لوله ی توی گلوش رو در بیارن .نمیتونه حرف بزنه و نه میتونه بدنش رو تکون بده.

فقط نگاه میکنه...تنها نگاه

 


 
 
پاکت پول
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٢
 

فعلا گذاشتمشون زیر فرش تا کمی صاف بشنچشمک


 
 
:))
نویسنده : جیگیلی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱
 

کادوی همسرمقلب

سوپرایز لیوان در ادامه مطلب