دنیای من ...این نیز بگذرد...

خوشبختى
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٦/٤
 

آدمى موجود عجیبیست...

از همان بدو تولد با اولین گریه اش در واقع اولین ناشکرى را بجا مى آورد

آدمى از همان دوران جنینى تنبل بود,فقط به خوردن و بودن در یک جاى گرم و نرم علاقه داشت.آدمى هیچگاه نخواست تلاش کند و از آمدن به دنیاى زیبایى که خداوند براى او آفرید گریان شد,از تلاش ,کوشش,راه رفتن,دیدن آدمهایى که دوستش دارند گریزان شد.

آدمى با خودش رو راست نشد,هیچوقت ,هیچگاه...حتى ندانست از زندگى چه میخواهد فقط از دیدن لبخندهاى دیگران غمگین شد و حتى نفهمید که او هم باید لبخند بزند.آدمى از دیدن چند لباس نو رنگى و یا چند دست ظرف دیگرى فکر کرد او شادتر است و خودش شاد نیست.و حتى نفهمید که لباس و ظرف و خانه ى بزرگ هیچوقت دلیل شادى نیست.

آدمى عادت کرد همیشه دیگران را خوشبخت ببیند و خودش را در انزواى غمگین و افسردگى ظاهرى نشان دهد.

آدمى موجود عجیبیست...