دنیای من ...این نیز بگذرد...

خوشبختى
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٦/٤
 

آدمى موجود عجیبیست...

از همان بدو تولد با اولین گریه اش در واقع اولین ناشکرى را بجا مى آورد

آدمى از همان دوران جنینى تنبل بود,فقط به خوردن و بودن در یک جاى گرم و نرم علاقه داشت.آدمى هیچگاه نخواست تلاش کند و از آمدن به دنیاى زیبایى که خداوند براى او آفرید گریان شد,از تلاش ,کوشش,راه رفتن,دیدن آدمهایى که دوستش دارند گریزان شد.

آدمى با خودش رو راست نشد,هیچوقت ,هیچگاه...حتى ندانست از زندگى چه میخواهد فقط از دیدن لبخندهاى دیگران غمگین شد و حتى نفهمید که او هم باید لبخند بزند.آدمى از دیدن چند لباس نو رنگى و یا چند دست ظرف دیگرى فکر کرد او شادتر است و خودش شاد نیست.و حتى نفهمید که لباس و ظرف و خانه ى بزرگ هیچوقت دلیل شادى نیست.

آدمى عادت کرد همیشه دیگران را خوشبخت ببیند و خودش را در انزواى غمگین و افسردگى ظاهرى نشان دهد.

آدمى موجود عجیبیست...


 
 
سلام که نام خداست
نویسنده : جیگیلی - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/۱٦
 

دوستان عزیزم سلام.من واقعا شرمنده ى لطف و مهربانى هاى شما هستم.توى این مدت که نبودم سیستمم مشکل پیدا کرده بود و اصلا هم دوست نداشتم از کافى نت وارد وبم بشم.مهر و محبت هاى شما در این مدت به من یاد داد میشه بعضى وقتها دوستهاى مجازى بهترین دوستها باشند.رسم دوستى شما برایم همچون گنجى در سینه حبس خواهد ماند♥


 
 
شما غریبی آقا:(
نویسنده : جیگیلی - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۳/٢۳
 

آقا در بیان غربت شما همین بس که...

.

.

.

.

شب میلادت مردم دغدغه ی جام جهانی دارند.

 

پ.ن:فقط نشستیم و گفتیم خدا کند که بیایی


 
 
یادداشت 150
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۳/۱٤
 

با من یک فنجان چای بنوش عزیزم

دنیا همان لحظه ایست که کنار منی

که من کنار توام

که ما کنار هم به عشق لبخند میزنیم

دنیا همین فنجان کوچک گل گلی ست

و لبخندت ،

همان شیرینی همیشگی...

و اینگونه شد که

سالهاست چای را تلخ می نوشم 

با لبخندت


 
 
جواب ابلهان...
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٢/٥
 

تا حالا کسی رو دیدید که در مورد خدا و پیامبرانش و فرشته ها جوک بگه؟؟؟عصبانی

.

.

در جواب جوکی که توی واتس آپ اومد اینو نوشتم:

قدیمها میگفتن دوست هرکسی نشانه ی شخصیت اوست.اما حالا صفحه ی فیس بوک پیامهای تلگرام ،واتس آپ،تانگو و ...نشانه ی شخصیت وجودی شماست.لبخند

صرفا جهت یادآوری گفتم که مراقب صفحه کلید گوشی هاتون باشید...چشمک

این روزها کسی با زبان گناه نمیکند.گناه را تایپ میکنند...

.

.

در جوابم نوشت :کاش اینقدر که نصیحت میکردیم خودمان عمل میکردیم(دکتری که شریعت نداشت)چشمک

.

.

حالا به جمله ی جواب ابلهان خاموشیت با تمام معنی پی بردم.


 
 
یادداشت 146
نویسنده : جیگیلی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۳
 

مادر به پسرش گفت :این بار نرو 

پسر گفت:میرم اما قول میدم زود برگردم واسه عروسیم

مادر پسرش را روانه ی جبهه کرد و قرار شد تا سه شنبه ی هفته ای که پنج شنبه مراسم عروسیش بود برگردد

.

.

.

.

سه شنبه خبر آوردن که پسر زخمی شده بیاید بیمارستان...خانواده سراسیمه به بیمارستان رفتند

پسر در اتاق عمل بود.مادرش اشک میریخت.پدرش.همسرش خواهر و برادرانش.

وسایل و لوازم عروسی آماده بود

اما داماد هنوز آماده نبود...

پنج شنبه پسر لباس سفید پوشید و غسال حمام دامادیش داد.عروس لباس سفید پوشید و شیون میکرد

مادر صورتش را خراشید

عروس داماد را بغل کرد

پدر داماد را در خانه ابدی جای داد.

 

پ.ن:قصه نبود.واقعی بود  داماد داییم بود

مادربزرگ یک ماهه و نیمه سکته کرده و نمیتونه غذا بخوره اگه لوله ی توی گلوش رو در بیارن .نمیتونه حرف بزنه و نه میتونه بدنش رو تکون بده.

فقط نگاه میکنه...تنها نگاه