یادداشت 150

با من یک فنجان چای بنوش عزیزم

دنیا همان لحظه ایست که کنار منی

که من کنار توام

که ما کنار هم به عشق لبخند میزنیم

دنیا همین فنجان کوچک گل گلی ست

و لبخندت ،

همان شیرینی همیشگی...

و اینگونه شد که

سالهاست چای را تلخ می نوشم 

با لبخندت

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
السا

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر مهربانی حاکم کل مناطق می شود

خسرو پيري

گلایه‌ها عیبی ندارد، کنایه‌هاست که ویران می‌کند....[گل][گل][گل][گل]

بامداد خمار

از انسانهای احساساتی بیشتر بترسید ؛ آنها قادرند ناگهانی ؛ دیگر گریه نکنند ، دوست نداشتـه باشند ، و قید همه چیز را بزنند ...

عسل فومنی

بوی گلها عالمی را مست و حیران می کند — دیدن مهدی هزاران درد درمان میکند —- مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار—- من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند. میلاد نور مبارک

شهزاد

سلام دوست خوبم. خوشحالم بالخره این کامنت برای منم باز شد[گل]

سلام...اره واقعا پیش عزیزت باشیو چای بنوشی واقعا لایک داره...عید سعید فطر مبارک[گل][گل]...به ماهم سر بزن

حدیث کوهی

آرامش جدیت را در این وبلاگ حس می کنم . [گاوچران]